محمد مهدى ملايرى

165

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مىخواهد كه دربارهء امور خاص و شؤون عام تو و مسائلى كه برايت اتفاق مىافتد عهدى به تو بنويسد شامل ادب و موعظه و نصيحت . . . و ديگر نامه‌اىست خطاب به دبيران ديوان شامل توصيه‌ها و راهنماييها و وظايفى كه نسبت به پادشاهان برعهده دارند و مانند اينها . با دقت در اينها مىتوان توجيه ابو هلال را بهتر دريافت ، زيرا با مطالعهء تطبيقى مطالب اين‌دو نامه و نوشته‌هاى ساسانى كه به عربى ترجمه شده ، و نمونه‌هايى از آنها در اين مقال ذكر شد ، به آسانى مىتوان ردّ پاى آن نوشته‌ها را در اين نامه‌ها يافت . « 1 » در شرح حال محمد پسر يزداد وزير ايرانىتبار مأمون نيز نوشته‌اند كه جدش به نام سويد كه نخستين كس از اين خاندان زردشتى بود كه مسلمان شده بود در كودكى پدرش را از دست داده بود و مادرش او را به يكى از دبيران ايرانى سپرد تا او را دبيرى بياموزد و سويد آموزشى پسنديده يافت و بسيارى از آداب ايرانيان ( آداب الفرس ) را آموخت ، آن‌گاه به خدمت ديوان مرو درآمد . « 2 » چنان‌كه گذشت ، در مآخذ عربى مجموعهء نوشته‌هايى را كه در رشته‌هاى مختلف از دوران ساسانى به مسلمانان رسيده بود و معرفت بدانها را از دبيران ديوان و دولتمردان مىخواسته‌اند به اجمال « آداب الفرس » خوانده‌اند . و چنان كه پيش از اين هم گذشت از جمله چيزهايى كه مأمون به معلم فرزندش " واثق " سفارش مىكرد كه به او بياموزد عهد اردشير و كليله و دمنه بود كه هردو از فارسى ترجمه شده بودند . در اوائل قرن سوم هجرى ، و كم‌وبيش يك قرن پس از دورانى كه نامهء معروف عبد الحميد خطاب به دبيران ديوان نوشته شد ، نامهء ديگرى از ابراهيم پسر مدبّر ، يكى از دبيران و دولتمردان ايرانىتبار و سرشناس دوران متوكل خليفهء عباسى خطاب به دبيران زمان خودش دربارهء معيارهاى

--> ( 1 ) . اين نامه‌ها را با نامه‌هاى ديگرى كه به عبد الحميد نسبت داده شده در كتاب رسائل البلغاء ، تأليف محمد كرد على ، چاپ چهارم ، قاهره ، 1954 ، ص 173 - 226 خواهيد يافت ، و براى توضيح بيشتر دربارهء اين دو نامه نگاه كنيد به " فرهنگ ايرانى پيش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامى و ادبيات عربى " ، چاپ دوم ، ص 415 - 420 . ( 2 ) . ابن طباطبا ، تاريخ الدول الاسلامية ، ص 227 .